حرفای شوهرم

ساخت وبلاگ
دوست دارم حرفای, موندگارشو  بنویسم ...

. دیشب بحث خونه خواهرم پیش اومد اینکه قراره با مادرشوهرش زندگی کنا شوهرم,م بود برگشتم گفتم ن اصلا آدم نباید با مادرشوهر زندگی کنه اصلا خوب نیس الان که فکر میکنم حس میکنم بد گفتم من بودم ناراحت میشدم مامانم گفت کوثر وابستس و این حرفا گفتم خیلی وابستس خیلی بده آدم اینجور باشه به مشکل میخوره بازم اشاره کردم به خواهرش هیچی نگفت حتی بعدشم چیزی نگفت ...بعد خونه مامانم بهش گفتم بریم خونه دایی رفتیم اونجا چند ساعتی نشستیم هیچی نگفت با اینکه روز قبلش خواهرش دعوت کرده بود و نرفتیم هعی خدا بیچاره شوهرم, :((

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 7:02

close
تبلیغات در اینترنت